رسانههای حامی جریانات تندرو و نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی در ایران هر روز دهها خبر و تحلیل نادرست و بعضا دروغ منتشر میکنند که بیاثری عدم مشارکت اصلاحطلبان را در انتخابات ثابت کنند.
در همین حال سناریوی دیگری نیز دنبال میشود و آن اثبات این مدعی است که اصلاحطلبان با چراغ خاموش در انتخابات شرکت کردهاند و این انتخابات رقابتی و آزاد است.
اگر به واقع چنینی بود این همه حرف و سخن برای اثبات این مدعی به چه دلیل باید اقامه می شد. آن هم سخنانی که مبنای آن بر دروغ و تحریف حقایق استوار است.
اما این «دست و پا زدنهای رسانههای اقتدارگرا» از حادثهای خبر میدهد که اگر مغتنم شمرده شود میتواند در تغییر شرایط ایران در میانمدت موثر باشد: «نمایش افول مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی تحت رهبری آیتالله خامنهای.»
این استدلال که به هر حال حکومت میزان مشارکت را بیش از عدد واقعی اعلام میکند، برخی را به این باور رسانده که تلاش برای دعوت شهروندان به عدم مشارکت فعال مفید و موثر نیست.
اما واقعیت آنست که وجدان عمومی نسبت به دغلکاریهای حکومتها حساس است و واکنش نشان میدهد. اتفاقی که در روزهای پس از ۲۳ خرداد رخ داد و نمایش نارضایتی برخواسته از وجدان عمومی بود.
نه کودتای مخملی بیگانگان و نه برنامهریزیهای اصلاحطلبان در حضور خیل عظیمی از مردم موثر نبود. اصرار حکومت به علل خارجی برای القای این باور نادرست است که تک تک شهروندان در این نمایش عظیم قدرت تودهها بیتاثیر بودند.
باید این روزها را غنیمت شمرد و هر گروه و جریان سیاسی مقبول و مشروعی که در روش و منش حداقلهای دموکراتیک را پیاده میکند و به حق حضور همه عقاید احترام میگذارد، برای ایجاد حس همبستگی و نمایش نارضایتی عمومی تلاش کند.
در این میان نکته قابل توجه واقعنگری و هدفگذاری واقعی است. با توجه به میزان مشارکت در آخرین انتخابات و شرایط ویژهی انتخابات مجلس که متاثر از شرایط محلی و قومی نیز هست، تلاش برای جذب ۴ تا ۶ میلیون شرکت کننده و ترغیب انان به عدم مشارکت میتواند هدفی تقریبن واقعی باشد.
این تعداد شرکت کننده در کنار کسانی که اصولن در هیچ انتخاباتی مشارکت ندارد به علاوه حامیان فعال جنبش اصلاحات و همچنین اپوزیسیونی که یک در میان در انتخاباتها شرکت میکنند، میتواند مشارکت را به زیر ۵۰ درصد کاهش دهد.
توجه به شهروندان بیتفاوت اما وابسته به طبقهی متوسط اهمیت دو چندان دارد. کسانی که حتی در جنبش سبز فعال بودهاند اما شاید در شرایط فعلی به علت عدم پیگیری و قطع رابطه با شرایط آن روزها برای شرکت و یا عدم شرکت مردد هستند.
گروه دوم که باید به عنوان جامعه هدف مد نظر باشند، جریانها و گروههای قومی هستند که باید قانع شوند منافع آنها در عدم مشارکت فعال، در میان مدت محقق خواهد شد و در شرایط فعلی فرستادن نماینده به مجلس فاقد تاثیر مشخص است.

نظر بدهید