رسانههای حکومت ایران سخت در تلاشاند که انتخابات آینده مجلس را رقابتی و با حضور جریانهای مختلف سیاسی نشان دهند. در این میان برای حکومت، موضوع «مشارکت صوری» اصلاح طلبان و یا حداقل سکوت آنها در برابر انتخابات اهمیت زیادی دارد.
شاید به همین دلیل در برابر اعلام خبر عدم شرکت در انتخابات توسط چهرههای شاخص اصلاحطلبان، واکنش تندی را نشان داد تا به باور خود هزینهی اینگونه موضعگیریها را افزایش دهند.
در همین حال برخی گروههای اپوزیسیون نیز از اصلاح طلبان انتقاد میکنند که چرا صراحتن از تحریم سخن نمیگویند. به نظر میرسد در اتخاذ این سیاست از سوی رفرمخواهان دلایل مختلفی وجود دارد.
شاید یکی از مهمترین دلایل جلب همراهی حداکثری در جبهه منتقدان نظام سیاسی حاکم باشد. جبههای که متشکل از نیروهای فعال در جنبش سبز، جریانات سیاسی نزدیک به هاشمی و حتی روحانیون منتقد عملکرد آیتالله خامنهای است.
کم هزینهتر بودن این عمل سیاسی در مقایسه با اعلام تحریم که در این سی و چند سال به عنوان اصلیترین سلاح گروههای سرنگونطلب (مجاهدین خلق، سلطنت طلبها، گروههای چپ افراطی و ...) مورد استفاده قرار گرفته از دیگر دلایل این تصمیم است.
اما سوال اینجاست که در مقابل تبلیغات حکومت و برای موثر شدن استراتژی عدم مشارکت چه باید کرد؟ شاید در شرایط حاضر پاسخ به این سوال چندان آسان نیست و ابزارهای زیادی نیز در اختیار مخالفان نباشد.
اما شاید آسانتر از چه نباید کردها سخن گفت. با اعلام موضع اصلاحطلبان در مورد «عدم مشارکت در انتخابات» مخالفان، رقبا و منتقدان این جریان، حملات و انتقادان خود را شدت بخشیدند.
مواضع برخی گروههای سیاسی در این بین قابل پیشبینی و درک است. انها برای بیرون کردن رقیب از صحنه و معرفی خود به عنوان یگانه آلترناتیو موجود و حذف همه رقبای دیگر تلاش میکنند.
اما بخشی از انتقادات به این استراتژی، به واقع متوجه این سیاست است و هدفی دیگری را دنبال نمی کند. روی سخن بیشتر با این گروه از منتقدان است. در شرایط حاضر باید دیدگاه و نظر اصلاحطلبان را به رسمیت شناخت و به این نکته توجه کرد که اگر ما سخن و روش دیگری را دنبال میکنیم بدون نفی جریانات دیگر برای روش و منش خود تلاش کنیم.
حمله به اصلاحطلبان و خصوصا سید محمد خاتمی در این شرایط تنها به سود حکومت ایران است تا انرژی مخالفانش را مصروف حمله و دفاع به محمد خاتمی و سیاستهای اصلاحطلبان کند.
شاید به همین دلیل در برابر اعلام خبر عدم شرکت در انتخابات توسط چهرههای شاخص اصلاحطلبان، واکنش تندی را نشان داد تا به باور خود هزینهی اینگونه موضعگیریها را افزایش دهند.
در همین حال برخی گروههای اپوزیسیون نیز از اصلاح طلبان انتقاد میکنند که چرا صراحتن از تحریم سخن نمیگویند. به نظر میرسد در اتخاذ این سیاست از سوی رفرمخواهان دلایل مختلفی وجود دارد.
شاید یکی از مهمترین دلایل جلب همراهی حداکثری در جبهه منتقدان نظام سیاسی حاکم باشد. جبههای که متشکل از نیروهای فعال در جنبش سبز، جریانات سیاسی نزدیک به هاشمی و حتی روحانیون منتقد عملکرد آیتالله خامنهای است.
کم هزینهتر بودن این عمل سیاسی در مقایسه با اعلام تحریم که در این سی و چند سال به عنوان اصلیترین سلاح گروههای سرنگونطلب (مجاهدین خلق، سلطنت طلبها، گروههای چپ افراطی و ...) مورد استفاده قرار گرفته از دیگر دلایل این تصمیم است.
اما سوال اینجاست که در مقابل تبلیغات حکومت و برای موثر شدن استراتژی عدم مشارکت چه باید کرد؟ شاید در شرایط حاضر پاسخ به این سوال چندان آسان نیست و ابزارهای زیادی نیز در اختیار مخالفان نباشد.
اما شاید آسانتر از چه نباید کردها سخن گفت. با اعلام موضع اصلاحطلبان در مورد «عدم مشارکت در انتخابات» مخالفان، رقبا و منتقدان این جریان، حملات و انتقادان خود را شدت بخشیدند.
مواضع برخی گروههای سیاسی در این بین قابل پیشبینی و درک است. انها برای بیرون کردن رقیب از صحنه و معرفی خود به عنوان یگانه آلترناتیو موجود و حذف همه رقبای دیگر تلاش میکنند.
اما بخشی از انتقادات به این استراتژی، به واقع متوجه این سیاست است و هدفی دیگری را دنبال نمی کند. روی سخن بیشتر با این گروه از منتقدان است. در شرایط حاضر باید دیدگاه و نظر اصلاحطلبان را به رسمیت شناخت و به این نکته توجه کرد که اگر ما سخن و روش دیگری را دنبال میکنیم بدون نفی جریانات دیگر برای روش و منش خود تلاش کنیم.
حمله به اصلاحطلبان و خصوصا سید محمد خاتمی در این شرایط تنها به سود حکومت ایران است تا انرژی مخالفانش را مصروف حمله و دفاع به محمد خاتمی و سیاستهای اصلاحطلبان کند.

ممنون ایلناز جان
تصحیح شد
به نظر میرسه که در پاراگراف 4 جمله 2 اشتباها کلمه "متشکل از" رو "متشکل اط" تایپ کردید :)