ماجرای اختلاس سه میلیارد دلاری بهانهای شده است برای دور جدیدی از حمله به نزدیکان محمود احمدینژاد و خصوصن اسفندیار رحیم مشایی.
مشخص است بیش از آنکه قصد مبارزه با فساد مطرح باشد مسالهی انتخابات در میان است و این موضوع بهانهی خوبی است برای تصفیه حساب با احمدینژاد اطرافیانش که گرچه با رانت شورای نگهبان، ابزارهای سرکوب سپاه و رضایت رهبری بار دیگر سکاندار دولت شد اما ساز استقلال کوک کرد و برنامههای بلند پروازانه در سر داشت.
حالا خبرگزاری فارس نامه رحیم مشایی را منتشر میکند که به وزرای اقتصاد و راه نوشته است و درخواست کرده که سهام کارخانه فولاد به گروه آقای «آ» فروخته شود.

«آ»همان کسی است که با زد و بند ومساعدت مسوولان بانکها توانسته سه میلیارد دلار تسهیلات دریافت یا به قولی اختلاس کند. اما خنده دار است که فارس از یاد نمیبرد که به نحوی پای هاشمی رفسنجانی را نیز به میان بکشد تا کمی تعادل حفظ شود. در گزارشی دیگر مینویسد که استاندار دولت هاشمی در ارتباط با این مساله بازداشت شده است.
به این صورت است که مشخص میشود ریشهی این فسادها همچنان کجاست. اما آدم به یاد میآورد که راستی محمود احمدینژاد هم استاندار دولت هاشمی بوده است!
دولتی که قرار بود ریشه کن فقر فساد باشد عامل آن شده است. شرایط اقتصادی و سیاسی کشور نیز بیش از پیش با بحران همراه است. شعارهای احمدینژاد رنگ باخته و جایگاه رهبر نیز متزلزل شده است.
میتوان گفت جنگ قدرتی که در درون حاکمیت ایران در جریان است در دو دههی اخیر بیسابقه است. به نحوی که کنترل امور دیگر در دستان رهبر ایران نیست. در همین حال معترضان به نتیجه انتخابات نیز به عنوان خطری بالقوه ارزیابی میشوند.
دورنمایی نیز برای آشتی و مصالحه میان جریانهای درگیر نمیتوان یافت، وقتی که هرگونه مصالحه و عقب نشینی، به حذف یک طرف درگیر منجر میشود و یا چنین برداشتی وجود دارد.
رهبری، انتخابات مجلس و پس از آن ریاست جمهوری یازدهم شاید راه حلی برای برون رفت از بحران موجود میداند اما واقعیت آنست که تا نقض اصول بازی سیاسی از سوی آیت الله خامنهای ادامه دارد، امکان بهبود شرایط نیست.
ادامه شیوهی موجود در کشورداری و برخورد سرکوب گرانه با مخالفان و کشمکشهای داخلی جریانهایی که همگی مبنای کسب قدرت خود را رضایت و همراهی رهبری میدانند، امکان تغییرات مسالمت آمیز و کم هزینه برای همگان را کاهش میدهد.
به نظر میرسد تنها باید منتظر بود که چه زمانی مخالفان و منتقدان حکومت ایران توان کافی و برنامه عملی برای اعمال تغییرات خواهند داشت، تغییراتی که اینبار منوط به رضایت و همراهی عناصر کلیدی در حکومت نیست.

همه اینها بازی تازه حکومت ست برای گرم کردن تنور انتخابات ...