در پی ادعای اخیر حسین درخشان درمورد ارتقا از ورسیون 3.5 به ورسیون 4.0 -زیاد جدی نگیرید چیزی شبیه ادعای هاله ی نور است- و اینکه مدعی است این ارتقا عمدتا در قسمت مغز و دقیقتر بگویم قسمت Intellect (هوش، فهم ، خرد) صورت پذیرفته،
افاضاتی را از خود صادر نموده اند که بخشی از آن را در زیر می خوانید.
«- من یا خانوادهام توسط هیچ کسی تهدید نشدهایم.
- در نگرش شخصی من به مذهب و آدمهای مذهبی هیچ تغییری ایجاد نشده است. با اینکه میتوانم آدمهایی را که به خدا و پیغمبر اعتقاد دارند درک کنم، ولی این جور اعتقادات را نشانهی ضعف دارندگان آنها در در فکر و استدلال میدانم.
- هنوز هم جرات دارم به خامنهای فحش بدهم. باور نمیکنید بفرمایید: خامنهای [...]* است. خامنهای [...]* است. خامنهای [...]* است. خامنهای [...]* نیست. ببینم کسانی که میگویند فلانی اطلاعاتی است تخم دارند اصلا اسم خامنهای را این جوری بیاورند یا نه. فحش طلبشان.
- از حدود پارسال خمینی را هم یک قهرمان تاریخی میدانم که فعلا آدمهای عقبافتاده شعور فهمیدنش را ندارند. سی، چهل سال دیگر که شد قهرمان همهی آدمهای پیشرفتهی دیگر میفهمید.
- هنوز هم عقیده دارم ایران، و حتی همین جمهوری اسلامی، باید و باید برای دفاع از خودش بمب اتمی درست کند. به همین اندازه هم با درست کردن رآکتور اتمی برای تامین انرژی بهخاطر خطرهای محیط زیستی اش مخالفم.
- هنوز هم در نهایت در سی، چهل سال آينده به نظرم قانون اساسی ایران باید طوری عوض شود که دیگر مذهب به عنوان منبع قوانین جزایی و مدنی و غیره مطرح نباشد. ولایت فقیه در نهایت یا از بین برود یا تبدیل به یک شکل سمبولیک بدون قدرت تبدیل شود. سپاه پاسداران و آخوندهای شورای نگهبان هم باید در نهایت حذف شوند و تلویزیون و قوهی قضاییه هم برود زیر نظر مستقیم مجلس یا رییسجمهور.
- هنوز هم با اکبر گنجی و شیرین عبادی و رامین جهانبگلو و تحکیم وحدت مخالفم و رفتارشان را به نفع براندازی نرم میدانم و سرکوب قانونیشان را با رعایت کامل حقوقشان حق جمهوری اسلامی میدانم.»
قویا اعتقاد دارم که هر انسانی در بیان عقایدش آزاد است حتی اگر این عقاید احمقانه و برخواسته از ذهن مشوش و بیماری باشد. حتی فراتر از آن حق دارد در بیان نظراتش برای حفظ منافعش به دروغ متوسط شود.
حسین درخشان می تواند این اباطیل گاها متضاد را کنار هم بچیند و به عنوان مانیفست زندگی خود بیان نماید. اما حق ندارد مخاطبان را کودن فرض کند و بخواهد با چهار تا فحش آب دار به این و آن و حرفهای زیر شکمی خود را از اتهامات تبرئه کند.
واقعا اگر درخشان در پی زدودن این شبهات است که چرخشی اساسی در دیدگاهش ایجاد نشده - آنهم پس از بازدداشتش در تهران و یا حضورش در میهمانی احمدی نژاد در نیویورک (سیاست چماق و هویج)- می تواند شفاف به سوالات زیر پاسخ بدهد:
1- تعطیل کردن روز آنلاین بر پایه ی ادعاهایی که معلوم شد دروغ است به چه علت انجام گرفته؟ آیا این کار نوعی همراهی با تعطیلی روزنامه های در درون کشور نبود؟
2- تکفیر نیروهای مبارز درون کشور آن هم در شرایطی که دچار مشکلاتی می شود بر اساس کدام منطق صورت می گیرد. مثلا موضعی که در قبال اکبر گنجی و موسوی خوئینی - و کلا بچه های تحکیم وحدت- و جهانبگلو از خودش بروز داد.
3- جمهوری اسلامی برای دفاع در برابر کدام دشمن نیاز به بمب اتم دارد؟ آیا بمب اتمی بیشتر تضمین کننده ی ثبات داخلی در ایران نخواهد بود؟
اجالتا این سه سوال را داشته باشید تا به دیگر نکات نوشته ی اخیر این برادر حسین کانادا نشین در وقتی مناسب بپردازم.
پاورقی:
» برای بازیافت حافظه [
نیکان]
» نامه ای سر گشاده به حسین باستانی [
نیکان]
*حقیقتا من جرات ندارم حتی ناسزاهای درخشان را منتشر کنم، چون نه به جایی وصلم و نه از طرف کسی حمایت می شود و نه آن لنگه ی دنیا نشسته ام.
توضیح: بد نیست که اعتراف کنم از این هودر با وجود تراوشان مغزی مسمومش خوشم می آید. یکجور بی مبالاتی و لا قیدی دوست داشتی دارد توی نوشته هایش و شاید هم کلا زندگی اش.