برای شاهین نجفی و این روزها

0 نظر | جامعه
خدایا! مگذار که ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر، مرا با کسبه دین، با حَمَله تعصب و عَمَله ارتجاع، هم آواز کند که: آزادی ام اسیر پسند عوام گردد که: "دینم"در پس "وجهه دینی ام"دفن شود که : عوام زدگی، مرا مقلد تقلید کنندگانم سازد که: آنچه را حق می‌دانم، به خاطر آن که بد می‌دانند، کتمان کنم.

خدایا! مرا از این فاجعه پلید مصلحت پرستی که چون همه کس گیر شده است، وقاحتش از یاد رفته، و بیماری شده است که از فرط عمومیتش هر که از آن سالم مانده باشد، بیمار می نماید، مصون بدار. تا به رعایت مصلحت، حقیقت را ذبح شرعی نکنم.

دکتر علی شریعتی

ده‌سالگی جمهور و روز نو

یک نظر | شخصی
مادرم به خاطرم آورد که ۲۹ اسفند زادروز وبلاگ جمهور است. حالا جمهور ده ساله شده. گرچه همزمان با خروج از ایران و اقامت ناخواسته در خارج از کشور بین من و این وبلاگ فاصله انداخته است.
در همین حال سومین نوروز است که ایران نیستم. اما حال و هوای روزهای پیش و پس از تحویل سال همچنان با من است. نمی‌شود دلتنگ آن روزها و شادی ها نشد گرچه حالت و روز مردمان بهتر از پیش نیست.
سال نو خورشیدی را به همه ایرانیان تبریک می‌گویم و امیدوارم که سالی خوب و خوش داشته باشیم. از همه دوستانی که در فیسبوک و یا از طریق ایمیل هم نوروز را تبریک گفتند ممنونم و متقابل بهترین‌ها را برایشان آرزو دارم.

نقشه‌ی راه مخالفان و موافقان حکومت ایران

0 نظر | سیاست
انتخابات مجلس با فراز و فرودهای بسیار برگزار شد. در حالی که حکومت ایران آن را موفقیتی قابل توجه برای خود می‌خواند مخالفان از عدم مشارکت قابل توجه شهروندان خبر می‌دهند. 
در هر حال برآورد دقیق و بر اساس منابع مستقل از انتخابات مجلس نهم ممکن نیست. در شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی امکان هرگونه افکار سنجی و بررسی بی‌طرفانه انتخابات را در ایران غیر ممکن کرده است. 

اما در شرایطی که مخالفان و منتقدان هر روز ادله‌ای تازه از آمار پایین مشارکت منتشر می‌کنند و رسانه‌های حکومتی بیشتر به حواشی آن انتخابات و ماجرای رای دادن محمد خاتمی مشغول‌اند گام بعدی طرف‌های فعال در فضای سیاسی ایران چیست؟ 

حکومت؛ بحران‌های چندسویه و تداوم سرکوب

به نظر می‌رسد در حال حاضر حاکمان جمهوری اسلامی با بحران‌های مختلفی روبرو هستند. مشکلات داخلی، بین‌المللی و درون گروهی. در داخل کشور مشکلات اقتصادی مهم‌ترین چالش پیش روی حکومت است. چالشی که از عوامل بین المللی همچون تحریم و دلایل داخلی مانند سو مدیریت و فساد مالی تاثیر گرفته است. 

تداوم فضای امنیتی و سرکوب در برابر فعالیت مخالفان و هزینه‌ای که این فعالیت‌ها به حاکمان تحمیل می‌کنند، گسست میان نخبگان و حکومت و نارضایتی فزاینده طبقه متوسط از دیگر مشکلات پیش روی حکومت است. 
در سطح بین‌المللی نیز مساله تحریم‌ها، انزوای بیشتر حکومت ایران، پرونده فعالیت‌های اتمی و احتمال درگیری نظامی و همچنین پرونده نقض حقوق بشر و تضعیف موقعیت متحدان استراتژیک جمهوری اسلامی (سوریه و حماس) از دیگر مشکلاتی است که حکومت با آن‌ها رو بروست. 

کشمکش میان اصولگریان که نمونه روشن آن در انتخابات مجلس نهم مشاهده شد، می‌تواند در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم اشکال تازه‌ای به خود بگیرد. در حالی که با وجود حذف و غیبت اصلاح طلبان و دیگر رقبای سیاسی، ستاره بخت اصولگرایان و حامیان رهبرجمهوری اسلامی در حال افول است. 

اما راهکار حکومت برای خروج از بحران چیست؟ مصالحه به مخالفان، مذاکره با کشورهای خارجی و تعدیل مواضع در هر در موضع؟ به نظر نمی‌رسد که این روش به این زودی‌ها در دستور کار باشد. 
سرکوب مخالفان سیاسی با شدت و گستردگی روز افزون ادامه دارد. انتخابات در ایران بیش از هر زمان دیگری غیر رقابتی و از مفهوم تهی است. می‌توان نتیجه گرفت سیاست فعلی حکومت برای حل مشکلات داخلی «مشت آهنین» است. 

در عرصه خارجی نیز دو گرایش وجود دارد. اول مقابله و عدم انعطاف پذیری و پذیرش عواقب احتمالی یک حمله نظامی احتمالن محدود. گرایش دوم مسالمت جویانه‌تر است و بر این پایه استوار شده که می‌توان از موضع برابر با غرب به تفاهم رسید. انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم و «نمایش مشارکت گسترده» می‌تواند زمینه ساز این مسالحه باشد.
این احتمال وجود دارد که بخشی از حکومت ایران در اندیشه جنگی تمام عیار با غرب و اسراییل و کشورهای عرب منطقه باشد. احتمالی که با توجه به آرایش نیروهای سیاسی درون حکومت ایران ضعیف است. 

مخالفان؛ از اتحاد تا انفعال

رای محمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم سر آغاز واکنش‌هایی بود که اختلاف عمیق دیدگاه در میان مخالفان حکومت ایران و خصوصا جنبش اعتراضی که پس از انتخابات ریاست جمهوری ١٣٨٨ شکل گرفت را به نمایش گذاشت. 
جنبشی رنگارنگ از عقاید که به پیروی از نشانه‌ی سبز کمپین انتخاباتی میرحسین موسوی، سبز نامیده شد. جنبشی که برآورد کمیت نیروهای پشتیبان آن کار ساده‌ای نیست. 
اما می‌توان مدعی شد بخش قابل توجه از نخبگان درون ایران از جریان‌های متصل به رهبران این جنبش (موسوی، کروبی و خاتمی) حمایت می‌کنند. به این نیرو‌ها می‌توان جریان حامی هاشمی رفسنجانی را افزود که نقشی بینابین حکومت و مخالفان بر عهده دارد. 

در خارج از ایران اما تنوع نیرو‌ها و جریانات مدعی حمایت از جنبش سبز بیشتر است. این گوناگونی و گاهی تضادهای بنیادی منجر به صرف بخشی از انرژی مخالفان حکومت ایران در خنثی کردن و پاسخ دادن به دیگر مخالفان شده است. 
اما آیا مخالفان برای تغییر شرایط و ایجاد توازن قوا با حکومت و یا چیرگی بر حاکمان به جهت تحمیل خواست خود برنامه مشخصی دارند؟ 

پس از نزدیک به سه سال که از آغاز جنبش اعتراضی مردم می‌گذرد همچنان برنامه مشخص و سازماندهی موفقی از هیچکدام از این جریانات ندیده‌ایم.
نیروهای نزدیک به میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز که با خروج از ایران امید به شکل گیری یک جریان اپوزیسیون قوی و منسجم را ایجاد کردند نتوانسته‌اند آنچنان که انتظار می‌رفت موفق باشند. 

این جناح از جنبش سبز (که جریان اصلی این جنبش نیز محسوب می‌شوند) دیدگاه‌های متفاوتی را شامل می‌شوند. هواداران اصلاحات  به رهبری محمد خاتمی که ضمن انتقاد به حکومت همچنان استراتژی مذاکره با حکومت و آشتی ملی بر اساس پایبندی حکومت به حقوق مخالفان را دنبال می‌کند. 
بخش دیگر شورای هماهنگی راه سبز امید تشکل نزدیک به مهدی کروبی و میر حسین موسوی است که با دنبال کردن رویکرد اعتراض خیابانی و به چالش کشیدن حکومت، دچار تناقض میان روش‌های رادیکال (به نسبت اصلاح‌طلبان حامی خاتمی) و مواضع معتدل اصلاحی است. 

بخش دیگری که در جنبش سبز اثرگذار است را نیروهای منفرد اما رادیکال تشکیل می‌دهند. این افراد که هوادارانی نیز در میان بدنه جنبش یافته‌اند صراحتن از براندازی جمهوری اسلامی سخن می‌گویند. ضعف این بخش عدم سازماندهی تشکیلاتی، رویکردهای فردی و ناتوانی در بسیج نیروهای سیاسی در درون ایران است. 
جریان‌های دیگر همچون نیروهای ملی مذهبی، گروه‌هایی از فعالان دانشجویی سابق، جریان‌های سکولار جمهوری خواه نیز گروه‌هایی هستند که در شرایط مختلف در اتحاد و انشقاق با دیگر گروه‌ها نقش خود را ایفا کرده‌اند. 

شاید بتوان مدعی شد با این توصیفات بخش قابل توجه قوت مخالفان که پس از حصر خانگی رهبران آن‌ها رو به افول گذاشته است مرهون ناتوانی و روند نزولی قدرت حاکمان تهران است. باید دید آیا در سومین سالگرد انتخابات جنجالی ١٣٨٨، طرحی نو در انداخته می‌شوند و یا همچنان مخالفان متفرق و نا‌منسجم عمل می‌کنند.

دست و پا زدن‌های کیهان و شرکای اقتدارگرا

0 نظر | سیاست
رسانه‌های حامی جریانات تندرو و نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی در ایران هر روز ده‌ها خبر و تحلیل نادرست و بعضا دروغ منتشر می‌کنند که بی‌اثری عدم مشارکت اصلاح‌طلبان را در انتخابات ثابت کنند.
در همین حال سناریوی دیگری نیز دنبال می‌شود و آن اثبات این مدعی است که اصلاح‌طلبان با چراغ خاموش در انتخابات شرکت کرده‌اند و این انتخابات رقابتی و آزاد است.
اگر به واقع چنینی بود این همه حرف و سخن برای اثبات این مدعی به چه دلیل باید اقامه می شد. آن هم سخنانی که مبنای آن بر دروغ و تحریف حقایق استوار است.

اما این «دست و پا زدن‌های رسانه‌های اقتدارگرا» از حادثه‌ای خبر می‌دهد که اگر مغتنم شمرده شود می‌تواند در تغییر شرایط ایران در میان‌مدت موثر باشد: «نمایش افول مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی تحت رهبری آیت‌الله خامنه‌ای.»
این استدلال که به هر حال حکومت میزان مشارکت را بیش از عدد واقعی اعلام می‌کند، برخی را به این باور رسانده که تلاش برای دعوت شهروندان به عدم مشارکت فعال مفید و موثر نیست.
اما واقعیت آنست که وجدان عمومی نسبت به دغل‌کاری‌های حکومت‌ها حساس است و واکنش نشان می‌دهد. اتفاقی که در روزهای پس از ۲۳ خرداد رخ داد و نمایش نارضایتی برخواسته از وجدان عمومی بود.
نه کودتای مخملی بیگانگان و نه برنامه‌ریزی‌های اصلا‌ح‌طلبان در حضور خیل عظیمی از مردم موثر نبود. اصرار حکومت به علل خارجی برای القای این باور نادرست است که تک تک شهروندان در این نمایش عظیم قدرت توده‌ها بی‌تاثیر بودند.

باید این روزها را غنیمت شمرد و هر گروه و جریان سیاسی مقبول و مشروعی که در روش و منش حداقل‌های دموکراتیک را پیاده می‌کند و به حق حضور همه عقاید احترام می‌گذارد، برای ایجاد حس همبستگی و نمایش نارضایتی عمومی تلاش کند.
در این میان نکته قابل توجه واقع‌نگری و هدف‌گذاری واقعی است. با توجه به میزان مشارکت در آخرین انتخابات و شرایط ویژه‌ی انتخابات مجلس که متاثر از شرایط محلی و قومی نیز هست، تلاش برای جذب ۴ تا ۶ میلیون شرکت کننده و ترغیب انان به عدم مشارکت می‌تواند هدفی تقریبن واقعی باشد.
این تعداد شرکت کننده در کنار کسانی که اصولن در هیچ انتخاباتی مشارکت ندارد به علاوه حامیان فعال جنبش اصلا‌حات و همچنین اپوزیسیونی که یک در میان در انتخابات‌ها شرکت می‌کنند، می‌تواند مشارکت را به زیر ۵۰ درصد کاهش دهد.

توجه به شهروندان بی‌تفاوت اما وابسته به طبقه‌ی متوسط اهمیت دو چندان دارد. کسانی که حتی در جنبش سبز فعال بوده‌اند اما شاید در شرایط فعلی به علت عدم پیگیری و قطع رابطه با شرایط آن روزها برای شرکت و یا عدم شرکت مردد هستند.
گروه دوم که باید به عنوان جامعه هدف مد نظر باشند، جریان‌ها و گروه‌های قومی هستند که باید قانع شوند منافع آنها در عدم مشارکت فعال، در میان مدت محقق خواهد شد و در شرایط فعلی فرستادن نماینده به مجلس فاقد تاثیر مشخص است.

تحریم یا عدم مشارکت ؛ فرار از دام حکومت ایران

2 نظر | سیاست
رسانه‌های حکومت ایران سخت در تلاش‌اند که انتخابات آینده مجلس را رقابتی و با حضور جریان‌های مختلف سیاسی نشان دهند. در این میان برای حکومت، موضوع «مشارکت صوری» اصلاح طلبان و یا حداقل سکوت آن‌ها در برابر انتخابات اهمیت زیادی دارد.
شاید به همین دلیل در برابر اعلام خبر عدم شرکت در انتخابات توسط چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان، واکنش تندی را نشان داد تا به باور خود هزینه‌ی اینگونه موضع‌گیری‌ها را افزایش دهند.

در همین حال برخی گروه‌های اپوزیسیون نیز از اصلاح طلبان انتقاد می‌کنند که چرا صراحتن از تحریم سخن نمی‌گویند. به نظر می‌رسد در اتخاذ این سیاست از سوی رفرم‌خواهان دلایل مختلفی وجود دارد.
شاید یکی از مهم‌ترین دلایل جلب همراهی حداکثری در جبهه منتقدان نظام سیاسی حاکم باشد. جبهه‌ای که  متشکل از نیروهای فعال در جنبش سبز، جریانات سیاسی نزدیک به هاشمی و حتی روحانیون منتقد عملکرد آیت‌الله خامنه‌ای است.
کم هزینه‌تر بودن این عمل سیاسی در مقایسه با اعلام تحریم که در این سی و چند سال به عنوان اصلی‌ترین سلاح گروه‌های سرنگون‌طلب (مجاهدین خلق، سلطنت طلب‌ها، گروه‌های چپ افراطی و ...) مورد استفاده قرار گرفته از دیگر دلایل این تصمیم است.

اما سوال اینجاست که در مقابل تبلیغات حکومت و برای موثر شدن استراتژی عدم مشارکت چه باید کرد؟ شاید در شرایط حاضر پاسخ به این سوال چندان آسان نیست و ابزارهای زیادی نیز در اختیار مخالفان نباشد.
اما شاید آسان‌تر از چه نباید کردها سخن گفت. با اعلام موضع اصلاح‌طلبان در مورد «عدم مشارکت در انتخابات» مخالفان، رقبا و منتقدان این جریان، حملات و انتقادان خود را شدت بخشیدند.
مواضع برخی گروه‌های سیاسی در این بین قابل پیش‌بینی و درک است. انها برای بیرون کردن رقیب از صحنه و معرفی خود به عنوان یگانه آلترناتیو موجود و حذف همه رقبای دیگر تلاش می‌کنند.

اما بخشی از انتقادات به این استراتژی، به واقع متوجه این سیاست است و هدفی دیگری را دنبال نمی کند. روی سخن بیشتر با این گروه از منتقدان است. در شرایط حاضر باید دیدگاه و نظر اصلاح‌طلبان را به رسمیت شناخت و به این نکته توجه کرد که اگر ما سخن و روش دیگری را دنبال می‌کنیم بدون نفی جریانات دیگر برای روش و منش خود تلاش کنیم.
حمله به اصلاح‌طلبان و خصوصا سید محمد خاتمی در این شرایط تنها به سود حکومت ایران است تا انرژی مخالفانش را مصروف حمله و دفاع به محمد خاتمی و سیاست‌های اصلاح‌طلبان کند.

در جستجوی حیثیت از دست رفته

0 نظر | سیاست
خبرگزاری فارس، ویدیویی را منتشر کرده که از «زیر کردن معترضان با موتورسیکلت و بازداشت آنها توسط عناصر لباس شخصی» در جریان اعتراضات به نظام سرمایه‌داری در آمریکا حکایت دارد.
دیدن تیتر این خبر یادآور وقایع عاشورای سال ۱۳۸۸ است. زمانی که ماشین نیروی انتظامی معترضان به نتیجه انتخابات را زیر کرد و حداقل یک نفر در آن حادثه کشته شد.
تصاویر تیراندازی نیروهای لباس شخصی از پشت بام مسجد لولاگر تهران و حمله به راهپیمایی آرام معترضان با چاقو و کلت کمری، بارها بارها در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده و شبکه‌های خبری آن را پخش کرده‌اند.

آنچنان حوادث پس از انتخابات چهره نظام سیاسی ایران را مخدوش کرده که رسانه‌های وابسته به حکومت از هر فرصتی برای بازسازی آن و توجیه رفتار صورت گرفته استفاده می‌کنند.
رسانه‌های حکومتی در تلاش‌اند با عمده کردن هر حادثه‌ی کوچکی در دیگر کشورها، سرکوب صورت گرفته در ایران را توجیه کنند. بدون اشاره به اینکه قوانین مدنی در کشورهای غربی حقوق معترضان را به رسمیت شناخته و حتی در صورت اعمال خشونت از سوی شهروندان، نیروی پلیس حق محدودی برای استفاده از زور دارند.
آبرویی که نظام ایران پس از حضور پر رنگ و با نشاط مردم در روزهای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ جمع کرده بود، به قیمت خون ده‌ها شهروند بی‌گناه بر باد رفته است و با نشان دادن سیاه‌کاری‌های دیگر کشورها، آب رفته به جوی باز نمی‌گردد.

آقای خامنه‌ای! از خودتان شروع کنید

2 نظر | اقتصاد
حسین شریعتمداری  در سرمقاله‌ی روزنامه کیهان به بررسی دلایل فساد مالی در ایران پرداخته است. وی مبنای استدال خود را بر سخنان چند روزپیش آیت الله خامنه‌ای استوار کرده که معتقد است اگر ۱۰سال پیش به هشدارهایش در مورد مبارزه با فساد عمل می‌شد امروز شاهد اختلاس ۳هزار میلیارد تومانی نبودیم.
اما واقعیت آنست که تقلیل فساد در ایران به پرونده متهمان به اختلاس اخیر دور از واقعیت است و امکان ریشه یابی حقیقی را سلب می‌کند. در همین حال باید به سرنوشت نمونه‌های پیشین چشم داشت و بررسی کرد چرا مجازات آن‌ها نتیجه نداد.

اعدام فاضل خداد و صدور حکم زندانی طویل المدت برای شهرام جزایری نیز نتوانسته است از میزان فساد مالی در ایران بکاهد. فساد در اقتصاد هر کشور معلول ضعف سیستم‌های نظارتی و قضایی است. در ایران فساد سیستم های نظارت و ساختار سیاسی خود عامل تشدید کننده این مسئله است.
حکومت ایران به علت گسترش فساد (در ابعاد و اشکال مختلف) در بدنه‌ی آن حساسیت خود را در برابر انحراف از قوانین از دست داده است. نقض قانون از مدرسه، دانشگاهُ کوچه و خیابان آغاز می‌شود تا مجلس، قوه قضاییه و دولت و حتی نزدیک‌ترین افراد به رهبری جمهوری اسلامی.

چگونه در این شرایط می‌توان انتظار داشت که سخنان رهبر ایران مورد اجرا قرار گیرد وقتی نزدیک‌ترین مراکز قدرت به وی، مهمترین عوامل گسترش فساد هستند. بنیادهای اقتصادی زیر نظر رهبری از هرگونه نظارت قانونی طفره می‌روند، قوه قضاییه در زد و بند و فساد اداری غوطه‌ور است وعالی‌ترین مقامات سیاسی و مذهبی ایران فعالیت اقتصادی رانتی دارند.
اکثریت نمایندگان مجلس پس از ورود به این نهاد قانون‌گذاری به جای نظارت بر فعالیت سایر دستگاه‌ها به بده بستان‌های اقتصادی مشغول می‌شوندو گاهی آنچنان منافع‌شان در منافع این دستگاه‌ها گره خورده که عملن به جای نظارت وظیفه‌ی حراست از منافع نهادهای حاکمیتی را بر عهده دارند.

رهبر جمهوری اسلامی اگر قصد واقعی برای مبارزه با فساد را دارد ابتدا باید از نزدیکان و دفتر رهبری آغاز کند. توقف فعالیت اقتصادی دفتر رهبری که در اقتصاد ایران به شدت تاثیرگذار است اولین گام برای مبارزه با فساد خواهد بود.
کنترل بانک‌های پاسارگاد، پارسیان، کارآفرین و موسسات اقتصادی وابسته به این بانک‌ها در دست یک شرکت غیردولتی و اقتصادی است که توسط یکی از بانفوذترین اعضای دفتر رهبر هدایت می‌شود. نزدیکی این موسسه به سازمان بازرسی کل کشور موجب شده که حتی در برخی پرونده‌های قضایی نیز ردپای آن دیده شود.
تجارت آهن، خرید ملک در دبی و دخالت در معاملات نفتی به سود برخی شرکت‌های همکار با این موسسه تنها بخشی از فعالیت‌های رانتی این نهاد اقتصادی و به ظاهر غیر دولتی است. در این شرایط چگونه می‌توان انتظار داشت مبارزه با فساد اقتصادی صورت پذیرد در حالی که قدرتمندترین بخش حاکمیت در این مفاسد شریک است.

این روزها همه رسوا می‌شوند

2 نظر | اقتصاد
کشمکش در حکومت ایران بالا گرفته است. این نزاع‌ها به محلی برای عیان شدن عمق و گستردگی فساد در نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
روزی که احمدی‌نژاد در صدا و سیمای ایران از مفاسد خاندان هاشمی و ناطق نوری می‌گفت هیچگاه فکر نمی‌کذد که زمانی فرا خواهد رسید که اسناد فساد و سو استفاده نزدیکانش منتشر شود و اصولگرایان برای حذفش از عرصه قدرت روزشماری کنند.
احمد توکلی در وب‌سایت «الف» ازخیل بستگان محمود احمدی‌نژاد در سفر به نیویورک می‌نویسد و از مخارج کاروان صد نفر جمهوری اسلامی، نتیجه آنکه وب‌سایت «دولت ما» اسنادی را منتشر می‌کند که نشان از سواستفاده از اموال عمومی و تخلف در اخذ مدرک تحصیلی توسط احمد توکلی دارد.

اما مشکل این فساد گسترده در جمهوری اسلامی آیا به افراد باز می‌گردد؟ واقعیت انست است که سو استفاده از قدرت و خصوصن فساد اقتصادی بیشتر محصول سیستم ناکارآمد سیاسی است. سیستمی که فاقد نظارت شهروندان است.
در این سیستم هر فساد با فسادی دیگر پوشیده می‌شود و برخورد با مفاسد اقتصادی تنها به منظور تصفیه حساب سیاسی است. در نوع مبارزه بیش از آنکه اصلاح سیستم و رفع علت ها مورد توجه باشد بر حذف معلول تاکید می شود.
نظام سیاسی ایران آنچنان دچار فساد، در هم ریختگی و نا کارآمدی است که امید به تغییر شرایطی که به صورت فرهنگ رایج اجتماعی نیز بروز کرده بسیار اندک است.

تنها یک اصلاح ساختاری عمیش و مداوم به همراه تشویق جامعه برای دوری جستن از عادات ناسالم که در این سالها بیش از هر زمانی رایج و جاری شده می تواند شرایط را به سوی بهبود نسبی هدایت کند.
اما شاید پرسش اصلی اینست که حاملان و عاملان اصلی این تغییر کدام گروه و یا جریان اجتماعی و سیاسی باید باشند؟ آیا چنین نیرویی در جامعه وجود دارد؟

اعتصاب علیه مالیات؛ عافیت طلبی بازار

0 نظر | اقتصاد
پارچه فروشان بازار تهران در اعتراض به اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده دست به اعتصاب زده‌اند.  اتفاقی که پیشتر برای بازار طلا فروشان نیز رخ داد.
پرداخت مالیات یکی از زمینه‌های شکل گیری اقتصاد سالم و شفاف است در عین حال بازاریان و تاجران استدلال می‌کنند در شرایط وخیم اقتصادی اخیر که ناشی از عملکرد دولت است چگونه باید این بار اضافی را تحمل کرد. امری که با همدلی و همراهی برخی جریانات سیاسی مخالف و منتقد حکومت نیز همراه است.

اما واقعیت آنست که بخشی از این واکنش بازاریان اگر نه از روی فرصت طلبی که به واسطه‌ی عافیت‌طلبی است. تغییر میدان و موضوع اعتراض از نا کارآمدی دولت به عدم پرداخت مالیات جز تداوم سنتٍ مالیات گریزی اثر دیگری ندارد.
اما به هر حال این واقعیت استوار است که عدم اعتماد به حکومت، فساد مالی و شفاف نبودن محل هزینه‌ی درآمدهای عمومی بر بی میلی تجار و بازاران به طور خاص و عموم جامعه در ابعاد بزرگتر در عدم پرداخت به تعهدات مالی خود به حکومت می‌افزاید.

این در حالی است که در کشورهای توسعه یافته پرداخت مالیات با بهبود کیفیت زندگی و تامین اجتماعی رابطه‌ی ملموس و مستقیمی دارد.
گرچه باید اعتراف کرد که اصلاح فرهنگ پرداخت مالیات و سالم سازی نظام اقتصادی کشور باید همزمان و متوازن صورت پذیرد اما نباید برای استفاده کوتاه مدت از این اعتراضات اصل موضوع را دچار تردید کرد. امری که می‌تواند تلاش برای بهبود نظام مالیاتی کشور را با مشکل روبرو کند.

بی‌بی‌سی فارسی و آیت الله

یک نظر | سیاست
بررسی نقش و جایگاه آیت الله خامنه‌ای در تاریخ معاصر ایران توسط بی بی سی فارسی بسیار جالب توجه است. گرچه نوعی شتاب زدگی در بیان و ارائه ی مطالب دیده می شود.
در همین حال سعی شده است خطوط قرمزی تعریف و از این خطوط عبور نشود. به همین دلیل در برخی مواقع می توان احساس کرد به قدر کفایت به یک موضوع و حتی یک جنبه شخصیتی رهبر جمهوری اسلامی پرداخته نشده است.

به عنوان مثال در مورد کیفیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی وی و نزدیکان آیت الله خامنه‌ای مطلبی نمی توان یافت. یا در مورد زندگی خانوادگی وی مطالب به شکل جامع ارائه نشده و به نقش خانواده وی خصوصن برادران و خواهرش (زن شیخ علی تهرانی) توجه نشده است.
اما به هر حال شروع خوبی است برای بررسی بیشتر جنبه های مختلف زندگی شخصیت های پرنفوذ در تاریخ معاصر ایران که از دید عموم دور مانده است.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید


وبلاگ‌های به روز شده